محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

409

خلاصة الحكمة ( فارسى )

طبقه چهارم : هواى صرف خالص از ابخره و ادخنه است كه مجاور « كره اثير » كه كرهء نار باشد پس بر اين تقدير مىباشد بلاد « 1 » مرتفع سردتر « 2 » و خشك‌تر از بلاد منخفض مجتمع در آن ابخره و ادخنه متصاعده از مياه و اراضى آن به تأثير حرارت اشعّهء كواكب نيره و اضواء منعكسه از آن‌ها ، و نرسيدن هواى آن به طبقهء دوم چه جاى سوم [ است ] . و وجه حدوث ابر و باران و تگرگ و برف و ساير كاينات جوّ ، از معرفت اين طبقات و انعكاس اشعّه بر مياه و اراضى معلوم مىگردد . حكايت : بعضى نقل نمودند كه در بين سفر به دامن كوهى رسيديم [ و ] براى تفنّن با بعضى بالاى كوه رفتيم و آن كوه اندك بلند بود . بعد رسيدن به بالاى آن ديديم كه از شعب و منافذ كوه بخار برمىآيد و به حدّى رسيديم كه مردم پاى كوه و قافله به نظر نيامدند . بعد [ از ] زمانى آن ابخره بر طرف گشت و [ مردم ] نمايان گرديدند . چون از كوه به زير آمديم « 3 » ، ديديم باران عظيمى شده و زمين‌ها تر و در گودال‌ها آب ايستاده و اهل قافله گفتند : چون شما بالاى كوه رفتيد ، ابرى آمد و باران عظيمى باريد . ايشان چون بالاى كوه ابرى و بارانى نديده بودند : گفتند ما ابر و باران را بر سر كوه نديديم . و بلدِ مستوى در بلندى و پستى ، هواى آن صحيح و سالم‌تر و به اعتدال ، اقرب است . امّا [ اختلاف مساكن از جهت ] تُراب « 4 » و اراضى تربت كبريتيه : ى عنى بلادى كه زمين آن‌ها كبريتى باشد ، گرم و خشك است هواى آن‌ها ؛ به اعتبار استفادهء كيفيت كبريتيه را . و تربت نِزّه : ى عنى بلدى كه زمين آن رخو باشد و از آن آب تراوش نمايد ، هميشه هواى آن تر مىباشد ؛ به سبب كثرت صعود ابخرهء رطبه و اختلاط به هوا يافتن ، و به جهت آن كه دوام تراوش آب و احتباس آن هميشه در منافس زمين و عدم تحليلِ [ آن ] ، باعث

--> ( 1 ) . الف : بلا . ( 2 ) . الف : سرد و تر . ( 3 ) . ب : پائين آمديم . ( 4 ) . الف : ترب .